بدون عنوان
بدون عنوان
النایعنی هدیه ای از طرف خداوند-رحمت خداوندی- نورانی -شاخه نور وانعکاس نورمهتاب درجام شراب والیکا یعنی مادرزمین-شکوفه
نویسنده :
آزیتا
16:18
بدون عنوان
اولین روزهاییکه سعی میکردین چهار دست وپا برین ولی خیلی زود خسته میشدین ومی خواستین بغلتون کنم ...
نویسنده :
آزیتا
16:18
بدون عنوان
اولین روزهایی که به دنیا اومده بودین خیلی برای من سخت بود چون خیلی کار بود که باید انجام میدادم ونگران بودم که نکنه نتونم به همه کارها برسم اما مادر جون مهربونتون خیلی کمکمون کرد.موقعی که میخواستم ببرمتون حمام یا شبهاکه باهم برای شیر خوردن بیدار میشدین یا وقتی می خواستین بخوابین همیشه مادر جون بود که به من کمک می کرد.ما تا سه ماهگی پیش مادر جون بودیم ووقتی یاد گرفتم تنهایی این کارها رو بکنم از پیش مادر جون رفتیم.هنوز هم مادر جون اولین کسی هست که میتونه مشکلای مارو حل کنه وشما هم خیلی دوستش دارین. مادر جون وآقا جون همیشه سالم وسر حال باشین ...
نویسنده :
آزیتا
16:27
بدون عنوان
شمانقاشی کشیدن رو خیلی دوست دارین هروقت دفترنقاشی تون رو میارم النامیگه مامان برام ماخ بکش الیکا هم زود میگه مامان برای من هم ماه بکش.بعدش بایدبراتون شکل دستتون رو بکشم چون خیلی دوست دارین بعدهم نوبت شماست که شکل دست من رو بکشین.همیشه موقع نقاشی کشیدن ازهمه ی رنگها استفاده میکنین واین خیلی برامون جالب هست. ...
نویسنده :
آزیتا
18:40







